
درمهربانی ابرهای فروردیندر برگهای ساکت آبانماهچیزی شبیه نشستنهای تو میبینمامانه مخمل صدای بناننه ناز و عشوه ی قمرچیزی که استعاره راه رفتنت باشدپیدا نمیکنم...در ازدحام جهانوقتی کسی هنوز دلواپس صدای قناریهاستهنگام حیرت قمریهاازمهربانی مردم بیلبخندیاد نگاه تو میافتم...آن چشمها به جای دشنه و دشنامعمری به عالم و آدمگل دادند......
ادامه مطلب