درمهربانی ابرهای فروردین
در برگهای ساکت آبانماه
چیزی شبیه نشستنهای تو میبینم
اما نه مخمل صدای بنان
نه ناز و عشوه ی قمر
چیزی که استعاره راه رفتنت باشد
پیدا نمیکنم
... در ازدحام جهان
وقتی کسی هنوز دلواپس صدای قناریهاست
هنگام حیرت قمریها از مهربانی مردم بیلبخند
یاد نگاه تو میافتم...
آن چشمها به جای دشنه و دشنام
عمری به عالم و آدم
گل دادند
...
برچسب: آناهیتا همتی,آناناس,آناهیتا نعمتی,آناتومی بدن,آنارشیست,آنا گاوالدا,آنا,آنابل,آنا کارنینا,آناستازیا,
نویسنده: دانیال کاظمی