خانه های قدیمی
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 4:43
مهر ماه سال 94، بعد از بلایی که بلاگفا سر آرشیو نوشته هام آورد و همه خوبی های دو سال قبل از 94 رو نابود کرد؛ از اینجا رفتم و یه سایت راه انداختم برای خودم؛ خوشگل تر و جذاب تر و پر و پیمون تر؛ خیلی هم تلاش کردم اونجا رو بدل بکنم به یک خونه امن برای نوشته هام، اما خب نشد...مثل پیرمردی که به دهات پدریش...
مرد بی حرف
-
تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 4:43
عکس کودکی را فرستاده بود که پدرشدر سوریه شهید شده بود و ماکتش را در نمایشگاهی ساخته بودند؛ کودک برای بغل کردن پدر رفته بودو وقت نزدیک شدن دیده بود از جان پدرش هیچ آنجا نیست، دلتنگیهاش آشنا بود برای من...یاد روزهایی افتادم که تابوت می آوردند سر کودکی ام را بریدندطرحی به رد گلوله و خون زدنددر قابی از ...